شناخت و آمادگی مواجهه با خطرهای پروژه

سؤال اين است، چرا برخي از پروژه‌هايي كه عالي ارزيابي مي‌شوند، در عمل شكست مي‌خورند؟ ظاهراً همه‌چيز عالي بررسي شده و تمامي نتايج دال بر موفقيت پروژه است، اما در عمل موفق نمي‌شود. دلايل زيادي ممكن است دخيل باشند. يكي از مهم‌ترين آن‌ها اين است كه خطرهايي كه ممكن است پروژه را تهديد كنند ناديده گرفته شده‌اند. بيشتر توضيح دهيم. پروژه در يك زمان تدوين مي‌شود. تا تصويب شود و مقدمات فراهم شود و كارهاي اجرايي شروع شود، حتي در پروسه كارهاي اجرائي تا به آخر برسد، مدت زماني فاصله است. در اين مدت ممكن است بسياري از عواملي كه در پروژه دخيل هستند، تغيير كنند. با دنياي پر تحول امروز كه تغييرات يك اصل در سازمان‌هاست، پديده نادري نيست كه تغييراتي اتفاق افتد. نمونه‌اي از اين تغييرات را طرح مي‌کنيم: تغيير افراد تصميم‌گيرنده، تغيير پرسنل، تحولات تكنولوژيكي، تغييرات در مقررات عمومي كه به پروژه مربوط مي‌شوند، (به‌عنوان‌مثال، تغيير مقررات ارزي يا نرخ ارز)، بيماري پرسنل كليدي، (مثلاً در يك تئاتر هنرپيشه اول به دليل بيماري نتواند برنامه اجرا كند)، ورود كالاي مشابه رقيب به بازار، تغيير در شركت خريدار، تغيير در سهامداران شركت و به‌تبع آن تغيير در ساختار و سیاست‌های شركت و …

هر يك از تغييراتي از اين قبيل، مي‌توانند تأثيراتي، اندك يا مهم، روي پروژه ما داشته باشند. نديدن آن‌ها چه‌بسا منجر به شكست پروژه شود. از طرفي تأكيد زياد روي تغييرات هم حس بدبيني را القاء مي‌کند و مانع پيشبرد پروژه مي‌شود. اگر زياد به تغييرات فكر كنيم، نمي‌توانيم هيچ پروژه‌اي را تدوين كنيم. پس ازيک‌طرف، نديدن تغييرات به‌منزله خطر مي‌تواند پروژه را حتي با شكست مواجه كند، از طرف ديگر، تأكيد زياد روي آن‌ها باعث مي‌شود هيچ پروژه‌اي تعريف نشود. چه بايد كرد؟ درست همين چه بايد كرد، موضوع اصلي بحث كتاب است.


افزودن به سبد خرید


بازگشت به صفحه اصلی

بدون دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *